|
هر دو فراموش کردیم.. تو فراموش کردی من هستم ......... من فراموش کردم تو نیستی ...........
شکلات و تخته سیاه و خاطره دل تنگی
آن وقت می توانستم دلتنگی هایم را برگردن غروبش بیاندازم
مهم نيست که خسته ام . . . مهم اينه که باد، بارون، آسمون مال منه ! مهم نيست که غمگينم . . . مهم اينه که الان پر از تجربه ام ! مهم نيست که يه دونه غصه دارم . . . مهم اينه که يه عالمه بهانه دارم براي لبخند زدن ! مهم نيست دلم شکسته ... مهم اينه که خداهمدم دلهاي شکسته است !
فاصله ها حریف من نیستند فاصله ها حریف یاد تو هم نیستند آری فاصله ها حریف خاطره ها نمی شوند ومن هم حریف دلم...
love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times love is flower that is made to bloom by two gardeners
دلم تنگ است نمی دانم ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی پریشان حالم و بی تاب ...می گریم و قلبم بی امان محتاج مهر توست نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من به دنبال تو همچون کودکی هستم و معصومانه می جویم پناه شانه هایت را که شاید اندکی آرام گیرد دل .....دلم تنگ است و تنهایی به لب می آورد جانم
اين روزها نه مجالی برای دلتنگی دارم نه حوصله اش را....... ولی با اين همه گاه گاهی دلم برات تنگ می شه
مبارکتون باشه
امروز روز تولدمه
البته همشون که نه بعضیاشون!!!!!!!!خب شاید یادشون رفته؟ یا شاید هم اصلا براشون مهم نبوده! مهم نیست! تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
تولدت مبارک آدم برفی
نخواهی رفت از یادش
می گن فاصله یه حرف ساده ست بین دیدن و شنیدن
اگه اینطوری باشه فاصله بین من و تو خیلی خیلی زیاده فرق اون چیزی که من از تو دیدم با حرفهای که از دیگران شنیدم تو بزرگتر از این حرفهایی پس می خوام رسم فاصله رو بشکنم فاصله یه حرف تازه ست بین خواستن و رسیدن فاصله یه سحر و جادوست بین دو چشمای قشنگت فاصله حرفهای نگفته است بین من وتو اگه حرفمو شنیدی دستتو نده به تقدیر بیا و با من یکی شو نگو راهمون چه سخته
وحالا لحظه هاي من .. گرفتار سكوتي سرد وسنگينند.. وچشمانم... كه تا ديروز به عشقت مي درخشيدند ... نمي داني چه غمگينند
بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند
چون من ............... که آفریده ام از عشق ٬ جهانی برای تو
گاهی وقتها دلت میگیره گاهی وقتها دلت می گیره وقتی میفهمی خیلی کارهارو یه جور دیگه باید انجام میدادی گاهی وقتها دلت میگیره وقتی میفهمی که چقدر سادهای گاهی وقتها دلت میگیره وقتی میفهمی که خوب بودن به درد نمیخوره، باید پست بشی گاهی وقتها دلت میگیره وقتی حس میکنی چقدر تنهایی گاهی وقتها دلت میگیره وقتی میفهمی هیچ چیز اون چیزی نشد که دلت میخواست گاهی وقتها دلت میگیره از این که باید اینقدر تظاهر کنی چیزی برات مهم نیست گاهی وقتها دلت میگیره
کاش می دانستی... دل من با تو به معراج خدا خواهد رفت دل من با تو فقط می ماند چشمهایم ز شکوفایی عشق توفقط می خواند کاش می دانستی... عشق من معجزه نیست عشق من رنگ حقیقت دارد اشکهایم به تمنای نگاه تو فقط می بارد کاش می دانستی...
پسري هست که احساس تو را می فهمد و تو را در تب دستان خدامی جوید پسري هست که از اسم قشنگ تو دلش تنگ شده پسري از تب عشق تو دلش می گیرد پسري از غمت امشب به خدا می میرد کاش می دانستی...
تو فقط مال همین قلب پر احساس منی شب من با تو سحر خواهد شد اشکهای دل من زیر قدوم تو فقط می ریزند تو نمی دانی من چه قدر عشق تو را می خواهم آسمان پیش نگاهت به زمین می افتد آسمان کمتر از آنست بگوید که تو را من چه قدر می خواهم تو صدا کن من را تو صدا کن که پر از رویش یک یاس شوم تو بخوان تا همه احساس شوم کاش می دانستی... شعرهای دل من پیش نگاه تو بخاک افتاده است کاش احساس دلم توی دستان تو و پیش نگاهت می مرد به سرم جیغ بکش به سرم داد بزن تا که بدانم تو حقیقت داری تا بدانی که به جز عشق تو این قلب ندارد کاری باز هم این همه عشق این همه عشق برای دل تو نا چیز است و خدا نطفه این عشق تو را در دل من می کارد من به دستان توایمان دارم مثل احساس غریبی که به قرآن دارم نیستی تا که بدانی نفسم می گیرد بی تو احساس دلم می میرد
دل من با تو به افلاک سفر خواهد کرد از همه زیور این خاک گذر خواهد کرد من به اعجاز دو چشمان تو ایمان دارم تو نباشی به خدا بی تو من یک بغل احساس پریشان دارم کاش می دانستی..
گاهي مثل باران بايد باريد ، زندگي بخشيد ،طراوت داد
حالا دیگه تو رو داشتن خیاله
دل اسیر آرزوهای محاله ................................ ..............................
یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم انقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه می شکنی اما توو خلوت خودم تنها فقط مال منی هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه یا روی شیشه چشات غبار آهم بمونه تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه می شکنی شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی حتی با اینکه هیچکس مثل من عاشق تو نیست پیش تو آینه ی چشام حقیر لایق تو نیست حقیر لایق تو نیست
مبارکتون باشه
هی فلانی ؟ ... می آیند ... می مانند ... عادت می دهند ... و می روند ... و تو در خود می مانی ... و تو تنها می مانی ... راستی نگفتی ... رسم تو نیز چنین است ؟ ... مانند فلانی ها ؟
قصه با تو بودن را برای همه تعریف می کنم: یکی بود یکی نبود..سلام....دوستت دارم...خداحافظ... قصه ام کوتاه است دوباره از سر می گیرم قصه با تو بودن را :::: سلام.....دوستت دارم...با من بمان......
If I give my heart to you
مثل همیشه خوشبختی تمام شده بود و سهم ما را به دیگران دادند...
شيشه اي مي شكند ...من مي پرسم ..چرا شيشه شكست ؟
مي گويند ..شايد اين رفع بلاست
يك نفر زمزمه كرد ..باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد شيشه پنجره را زود شكست
كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه خرد شد و شكست عابري خنده كنان مي آمد تكه اي از آن را بر مي داشت تا مرهمي بر دل تنگم مي شد
اما امشب ديدم هيچ كس ..هيچ نگفت غصه ام را نشنيد از خودم مي پرسم .... آيا ارزش قلبم از شيشه پنجره هم كمتر بود ؟ دل من سخت شكست اما هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چـــــــــــرا؟؟؟؟؟
به یاد داشته باش تو هرگز نخواهی توانست من را از زندگی خودت بیرون کنی زیرا که این من نیستم که در زندگی تو هستم این تویی که تمام زندگی منی
حرف راباید زد ! درد را باید گفت ! سخن از مهر من و جور تو نیست سخن از متلاشی شدن دوستی است و عبث بودن پندار سرور آور مهر آشنایی با شعور ؟! و جدایی با درد ؟! و نشستن در بهت و فراموشی یا غرق غرور ؟!
|
About![]()
بی تو یک روز
Home
|